کد صلوات شمار برای وبلاگ
X
تبلیغات
رایتل
























**راز زیبای زندگی**

وإِن یَکادُالّذینَ کَفَروالَیُزلِقونَکَ بِأَبصارِهِم لَمّاسَمِعُواالذِّکرَویَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ ومَاهُوَ إِلاّذکرللعالمین

یکشنبه تا رسیدیم همسایه بالائیمون پسرشو فرستاد که بگه کولرمون آب میده باز ... همسری رفت تو پشت بوم و کلی الافش شد تا درستش کرد ... کارتای عابر بانک همسری بازم کار نمیکنه بعد از درست کردن کولر رفت یه عالمه عابر بانک سر زد اما بی نتیجه برگشت ... آخه میخواستیم شارژ ساختمونو بدیم که عقب افتاده بود ... وقتی همسری اومد دوباره پسر همسایه اومد گفت عمو بازم کولرتون آب میده...تا همسری کولرو درست کنه و بره عابر بانکو برگرده٬منم لوبیا پلو رو پخته بودم ٬ پختن که نمیشه گفت فقط برنج آبکش کردم و دم گذاشتم خیلی راحت آخه مایش آماده بود ... بعدم همسری که اومد حسابی قلقلکش دادم تا سر حال بشه بچم ریسه میره از خنده و التماس میکنه که بسه دلم درد گرفت ولی من که ول کن نیستم مگه اینکه دلم براش بسوزه ... بعدم شام خوردیم ... فیلم دیدیمو خوابیدیم .  

دیروزم با همسری یه سر رفتیم تره بار تا گوجه بخریم و شام املت درست کنیم ... نتیجه خرید گوجه، هلو و گلابی شد ... نونم خریدیم رفتیم خونه ... ساعت8.5 بود همسری گفت نیم ساعت توپ بخوابیم سرحال شیم ... رفتیم تو تخت و فوری خوابمون برد ... یه دفعه بیدار شدم حس کردم خیلی خوابیدیم  ساعتو نگاه کردم باورم نمیشد ساعت 10دقیقه به 12 بود ... همسری رو بیدار کردم پاشو نماز قضا شد ... گفتم میخواستم امشب آشپزباشی ببینمااااااااااا ... معدم درد میکرد سه تا گوجه خرد کردم گذاشتم روگاز نمازو که خوندیم شامو آماده کردم و خوردیم ولی بعدش یه معده دردی گرفتم که نقش زمین شدم و همسری واسم قرص آوردو پشتمو ماساژداد تا خوب شدم رفت ظرفائی که نصفه شسته بودمم شست ... دست گلش درد نکنه .

  

نوشته شده در سه‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1389ساعت 08:04 توسط بهار نظرات (6)


Design By : Pichak